متن اول رو از تو وب خانم شاخه نبات برداشتم
متن دوم رو بر اساس احساس خودم نوشتم
خدایا ، لذتمان مدام باد !
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى سياهى
چادرم، دل مردهايى كه چشمشان به دنبال
خوشرنگترين زنهاست را مىزند.
نمىدانيد چقدر لذتبخش است وقتى وارد مغازهاى
مىشوم و مىپرسم: آقا! اينا قيمتش چنده؟ و فروشنده
جوابم را نمىدهد؛ دوباره مىپرسم: آقا! اينا چنده؟
فروشنده كه محو موهاى مشكرده و آرايش زن ديگرى
است و حالش دگرگون شده ، من را اصلاً نمىبيند. باز
هم سؤالم بىجواب مىماند و من، خوشحال، از مغازه
بيرون مىآيم.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى مردهايى
كه به خيابان مىآيند تا لذت ببرند، ذرهاى به تو محل
نمىگذارند و نگاهت نميکنند .
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى شاد و
سرخوش، در خيابان قدم مىزنيد؛ در حالى كه دغدغه
اين را نداريد كه شايد گوشهاى از آرايشتان ، پاك شده
باشد و مجبور نيستيد خود را با دلهره، به نزديكترين محل
امن برسانيد تا هر چه زودتر، زيبايى خود را كنترل كنيد؛
زيبايى از دست رفتهتان را به صورتتان باز گردانيد و خود
را جبران كنيد.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى در خيابان
و دانشگاه و... راه مىرويد و صد قافله دل كثيف، همره
شما نيست.
چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاك و افكار پليد
مردان شهرتان نيستيد.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى كرم سر
قلاب ماهىگيرى شيطان براى به دام انداختن مردان
شهر نيستيد.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى مىبينى
كه مىتوانى اطاعت خدايت را بكنى؛ نه هوايت را.
چه لذتى دارد وقتى در خيابان راه مىرويد؛ در حالى كه
يك عروسك متحرك نيستيد؛ يك انسان رهگذريد.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد اين حجاب!
خدايا! لذتم مدام باد.
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی سیاهی
چادرتان را می بینم و رو می گیرم از دیدن
هر چه طاووس صفت است !
نمی دانید چقدر لذت بخش است وقتی وارد مغازه ای
می شوی و با خیال راحت سوالت را می پرسی و
می دانی بعد خروجت از مغازه کسی به تو
فکر نمی کند !
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی ذره ای
به مردان اطرفات اهمیت نمی دهی و خود را برای
چشمان آنها نمی آرایی !
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی می بینم
دقدقه هیچ گونه آرایشی را نداری !
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی می بینم
در خیابان و دانشگاه و ... به چه پاکی راه می روید !
چه لذتی دارد وقتی بوی کثیف بودن نگاه بعضی مردان شهر
از چند کیلومتری شما را فریاد نمی زند !
چه لذتی دارد وقتی جولانگاه نظر های پاک و افکار نیک
و الهی مردان شهرتان هستید !
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی کرم سر
قلاب ماهىگيرى شيطان براى به دام انداختن مردان
شهر نيستيد !
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی می بینم
که می توانی اطاعت خدایت را بکنی ؛ نه هوایت را !
چه لذتى دارد وقتى در خيابان راه مىرويد؛ در حالى كه
می بینم يك عروسك متحرك نيستيد؛ يك انسان رهگذريد!
نمی دانید ؛ واقعا نمی دانید چه لذتی دارد این حجاب !
خدایا لذتمان مدام باد .
پ . ن :
1. استاد ما شب شهادت حضرت علی اکبر (ع) فرمودند :
"چادر پوشیدن که اثبات نمی خواد ، می گیم مادرمون حضرت زهرا (س) ، چادر می پوشیده یا نه ؟!
پس ما هم می پوشیم"
2. و چه سخت گذشت بر حسن (س) آن هنگام که چادر مادر را خاکی دید !
ادامه مطلب